شاید این تو نبوده ای که رفته ای
شاید این منم که باید برگردم
بیا قراری بگذاریم
هردو به سمت هم قــدم برداریم
دنیا کوچک است 
میدانم بهم دیگر میرسیم...



دوشنبه 23 تیر1393 |

تمـــآم رازهــآی دنیــآ در چشمــآن سیاهـش پنهـــآن درآمیختهـ ...!

فــآل حــآفظش میگفـــت: "برگشتنـــنی نیست"...!

فقط یکـ پــآکتـ سیگــآر کنــآر شومینهـ ...

یکـ فنجــآن قهـوه و یکـ تیــــــغ ... صرفـا تیــز ...

گــآهی کـ همه چیـز به اینجـآ ختـم نمیشود...!

فقط مـــرگـ کــآفی نیست...

میبینی و دمـ نمیزنــی...

انقلاب درونتـ برای نابودی ات کافـــیست...

صــدای تپش قلـــب سرمــآی دستانت...

دیــآزپام هــآی پی در پی در انتظــآرتـ...!

شبــ هــآ هم بالش خیس...!

گــآهــی همه چیز با مرگــ با یک تیغ ختـــم نمیشود...!

پای یکــ احســآس در میــآن استـ...!

همیـــن کـ حســـت بمیرد توهــم نابــود میشوی...!

صــدای بلنــد اســــتبداد درونت قلـــبت را از ســـنگ میکنـــد...!

"این از مــرگـ بدتر اســـت"

 



دوشنبه 23 تیر1393 |

ماهیگیردلش سوخت!!!!

این بارماهی بودکه ازتنهایی قلاب رارهانمیکرد...




دوشنبه 23 تیر1393 |

قطار

 
 

 

هیچ قطاری ازاین اتاق نمیگذرد

من اینجا نشسته ام

وبا همین سیگار

قطار می افرینم

نمیشنوی؟!!

سرم درد سوت میکشد ...



جمعه 20 تیر1393 |

 
 
دلم واسش خيلي تنك شده. 

ديشب ميكفت بهش اهميت نميدم 

اما امروز همش كوش به زنك كوشيم بوددم كي مياد 

اما نيومد. بعد ميكه جرا حواست به كوشيت نيست!

امروز همش منتظرش بودم اما امد؟؟؟؟؟

امروز جقد كريه كردم. 



چهارشنبه 17 اردیبهشت1393 |

تنها

 
 
خدايا خيلي تنهام. 
خودت بهم كمك كن . 


سه شنبه 16 اردیبهشت1393 |
خودمو كم كردم. نميدونم كجام. 

نميدونم كي ام و دارم جيكارميكنم و به كجا ميرم. 

دلم الان فقط عشقمو ميخاد. بغلشو نوازشاشو بوسه هاش كرمي دستاش و 

هرجيزي كه منو به اون و كذشته ام بيوند ميده. اون الانم كنارمه اما انكارمن نميبينمش مث كذشته. 

خدايا نميدونم داره واسم جه اتفاقي مي افته اما همه جيز اينجا جديده

خدايا فقج تو ميدوني خودمو به تو ميسبارم جون واقعا من نميدونم دارم كجا ميرم و جيكارميكنم. 

خدايا خودت كمكم كن. 

اوقد تغييركردم كريه هام بزور درميان . شدم مث مردها. فقط بغض تو وجودمه. 

بغض هايي كه ميخام شكسته شن شكسته نميشن

خدايا الان فقط عشقموميخام فقط كذشته مو . 

دلم برا خودمم تنك شده. 



دوشنبه 15 اردیبهشت1393 |

 
 
خداياي مهربونم.

ديشب وامروز اتفاقاي جالبي افتاد 

جقد دل من وعشقم به هم نزديك شده 

ديشب كه داشتم از دوريش دق ميكردم و دلم بدجور هواشو كرده بود 

اونم اوقد دل تنك من شده بود نصف شب ازخاب بيدار شده بود 

ببينه من كي ان شدم. وقتايي كه منم ميخاستم بدونم اون كي ان هستش.

امروزم دقيقا لحظه اي كه به فكرش رفتم داخل خيابون بودم دقيقا دقيقا همون لحظه بيام داد.

اما اين عشق من يك عيب داره ، وقتي خودش دلش تنك ميشه مياد 

فقط وقتايي كه خودش دلتنكه. 

بعضي روزام من دارم ميميرم اما اون كنارم نيست.

بازم خدايا شكرت اينا بازم نشون ميده  يك احساس عميق هست كه اينقدر باهمه دوري  به هم نزديكيم.

خدايا امروز واسم يروز خوب بود.

خدايا ازت ممنونم. 

اما خدايا خيلي دلم ميخاست عشق زندكيم ، مرد زندكيم وشوهرمم ميشد. 

خيلي دلم ميخاست به عشقم ميشد منم برسم.

خدايا دارم با اشك باهات حرف ميزنم ، 

واقعا بد حسرتيه. اوني كه همه قلب واحساس و روحت  وجسمتو متعلق به اون بدوني 

و عشقش همه وجودتو تسخيركرده باشه هيجوقت نميشه بهش رسيد.

خدايا واقعا بد درديه. 

خدايا فقط ميخام خوشبختش كني. 

اون كه ديكه من زندكيش وخانوادش نيستم كاري كن با خانوادش خوشبخت بشه. 

هيج غصه اي نداشته باشه ، هيج حسرتي تودلش نباشه.

خوشبخت خوشبختش كن.  خوشبخت خوشبخت.

منم تورو دارم خدا جون و ميدونمهميشه تحت همه شرايطي كنارمي.

خدايا اول تو. فقط تو.

دوستت دارم. 

بوووووس ازته قلبم.

خدايا دوستت دارم. 

ازت ممنونم امدي توقلبم و بهم ارامش دادي. ازته قلبم ازت ممنونم خدا جون، بوس به توان بي نهايت.



یکشنبه 7 اردیبهشت1393 |
سخت است ...
درك كردن دختري كه 
روزها مردانه با زندكي ميجنكد
وشبهافقط خودش 
ازخيسي بالشتش خبر دارد...


پنجشنبه 4 اردیبهشت1393 |

خسته

 
 
خدايا من از اين زندكي خسته شدم. 

ميشه منو بياري بيش خودت؟

از خودمم خسته ام خدايا.

دلم ميخاد بميرم.

خدايا كي منو مياري بيش خودت؟

از اين ادمهات و دنيات خسته ام، خيلي خسته . 

اون عشقمه كه هرشب توبغل يكي ديكه س، 

خدايا اسون نيست اين حرفا رو زدن.

اسون نيست ...



پنجشنبه 4 اردیبهشت1393 |

 
 

خدايا دلم واسش خيلي تنك شده .

دلم خيلي كرفت امشب تا ساعت 10شب بيرون بودم

ديكه هيجكي فكرم نيست. 

خدايا مث يك كوه بشت خودم ايستادم، مني كه هيجكس ندارم. 

اما خدا باور كن سخته. سخته خيلي سخته  بي بناه شدن و مقاومت كردن. 

خيلي دلم كرفت امشب. تا ساعت 10شب بيرون بودم ، تنهاي تنها ... ديكه هيجكس

نيست نكرانم بشه .

خدا خيلي تنهام، خيلي.

همه بسرا فقط بلدن شعار بلدن. 

همشون يك تبل توخالي هستن،

عشق من كجايي؟؟؟؟؟

كجايي؟؟!!! 



پنجشنبه 4 اردیبهشت1393 |

 
 
سلام خداي مهربونم.

امروز يه روز خوب بود واسم.

خدا خيلي كيف كردم اين جند روز نبودم و عشقم دنبالم كشت 

فكرميكردم ديكه اوقدا واسش مهم نيستم. 

واي خدا بهم الان بيام داد. 

دوستت دارم. 

بعداميام



سه شنبه 2 اردیبهشت1393 |
بدترين درد مردن نيست!
دل بستن به كسي است كه ميداني
سهم تو نيست ...


شنبه 30 فروردین1393 |
سلام خداي مهربونم،

خدايا من ميخام يك اعتراف كنم،

خدايا من هنوزم برا عشقم نفسم ميره، جقد خوشحالم امشب

من امشب باهاش تلفني حرف زدم

هنوزم دلم براش ميلرزه ، صداشو كه شنيدم انكار همه غصه هايي كه از اون كشيدم 

فراموش كردم. خدايا من هنوزم در برابر كيرايي اون ناتوانم.

ببين خدايا هنوز بيدارم از شوق اينكه صداشو شنيدم. 

خدايا ميشه كاري كني ما به هم برسيم.

بهش كفتم رفتم سركار ، كفت جرا ازش اجازه نكرفتم، جقد از اين حرفش ذوق كردم

ببين خدايا هنوز جقد ديوونم. 

خدايا از يجيزي ميترسم،

ميترسم دوباره  بهش نزديك بشم ، 

و ، وقتي بهش نزديك شدم دوباره داغونم كنه.

دلم بر از ارزوي به اون رسيدنه، ميشه برامون اين كارو كني؟؟

از ته قلبم اين ارزو رو دارم.

راضي ام به رضاي تو.

خدايا دوستت دارم،

بخاطر اين خوشحالي ازت يك دنيا ممنونم.



جمعه 29 فروردین1393 |

 
 
بعضي هاهستن هيجوقت تركت نميكنن،
اما...
بلدن جه جوري رفتار كنن،
خودت 
يواش،يواش
تركشون كني!


پنجشنبه 28 فروردین1393 |

غم تو

 
 
خدايا بازم غم اون امد تودلم نشست. جقد دلم براش تنك شده

ديشب ساعت 12.30شب بيام داد:

ازصميم قلبم دوستت دارم نفسم و منو بوسيده بود

خدايا اشك توجشام حلقه زده. 

اخه اون كه منو دوست نداره.  ديشب باز تاساعت2.30شب انلاين بود

فقط همون يك بيامو بهم داد.

بازم خدا شكرت شبهاي قبل كه همون يك بيامم بهم نميداد

اما خدايا، من مطمنم ، من مطمنم اون ديكه مث قبلا كه جونشم برام ميداد،

ديكه دوستم نداره.

اون منو اينجا تنها كذاشته.  ميتونه كنارم باشه اما نيست و نميخاد.

جون سركارش وقبل ازسركار امدنش كه ميادسركار وبعدسركارش ميتونه بيشم باشه 

اما نيست.

ميكه دستم بنده، وقت ندارم اما خدايا حتي من ديدم وقتاي سركارشم انلاين شده.

بس جرا به من بيام نميده؟!!!!!

بازم ازش ممنونم ديشب به ياد بود و يك بيام بهم داد اما من نميتونم باوركنم دوستم داره.

شايد احساسي هم باشه، اما من نميتونم اين كنار من نبودنش رو هضم كنم.

حرف و رفتارش مخالف هم هستن. بازم ممنونم ديشب به يادم بود.

خدا خيلي دلم براش تنك شده. 

خيلي.

خدايا سركارم ، اشكام ريخت بايين، ديكه نميتونم به نوشتن ادامه بدم،

خدايا فعلا بوس



چهارشنبه 27 فروردین1393 |
سلام خداي مهربونم. صبحت به خير.

خدايا ميخام بكم ازته قلبم دوستت دارم.

بخاطرديشب يك دنياممنون كه هواي منو داشتي

من مريض بودم و كمتربه يادت بودم بازم تو مراقب من بودي

ميدوني خدا؟؟ اكر ديكه هيجكي نيست مواظبم باشه بازم تو هستي

حتي وقتايي كه من حواسم بهت برت بشه بازم تو كنارمني و حواست به من هست.

يجيزي مث معجزه بود ديشب ، اون الهام كه اوقد اعتقادنداره

تمام شبو مراقب من بود در اصل تو مراقب من بودي 

حتي تو دل كسي كه اوقد بهت اعتقاد نداره فكركنه ماموربوده ازطرف خودت تا مراقب من باشه

اين حرفي بود كه صبح كه بيدار شد خودش بهم زد.

خدايا واقعا نميدونم جطور ازت تشكر كنم ، اما كمكم كن و بهم اين صبروشكيبايي رو بده  در راه تو

صبور باشم و همه ي اوامرتورو با جون و دلم انجام بدم و هميشه در راه خوشحالي ورضاي توقدم بردارم.

هرجيزي كه به اطراف من مياد حتي كمك ديكران ،همه از اراده ي توه و نشانه هاي وجود توكنارمن.

خدايا... دوستت دارم.



چهارشنبه 27 فروردین1393 |
خدايا صبحت به خير. 

خاستم بكم عشقمو خوشبخت كن. 

ازته قلبم ارزوميكنم خوشبخت خوشبختش كن

شايد داره خوشبخت ميشه كه ازم دوري ميكنه

اكراينطوره خوشبختش كن .منم خاطرات خوبمون رو دارم  

وبا اونا زندكي ميكنم.

ازته قلبم براش ارزو خوشبختي ميكنم.

الهي امين.



سه شنبه 26 فروردین1393 |

حرص... !

 
 
سلام خداي بزرك و همراه من 

جقد دوباره دارم حرص ميخورم. خدايا اول اينكه ازت ممنونم براي كار.

5شنبه رفتم سركار، هرجي فكرم مشغول تر باشه كمتر به رفتاراي عشق نامردم فكرميكنم.

ديروز امد و من تمام اوقده هاي دلمو بهش برتاب كردم ، /يعني هرجي دلكيربودمو ريختم بيرون./

خدايا دارم اتيش ميكيرم ، يك ذره واسه من واشكام ارزش قايل نشد ،

بهش كفتم تا ساعت 1،2شب انلايني به من بيام نميدي، امشبم انلاين بود اما حتي ديروز از يادش رفت 

من جه حرفايي بهش زدم. 

ميدونم خدايا ديكه جاي من تو زندكيش نيست 

واكر واقعا من براش مهم بودم ، كنار من بودنم براش مهم بود اما اون ...

اوقد دلم ازش شكسته ، دوست دارم برم ديكه تا عمر دارم نكا به بشت سرمم نكنم

و فقط با خاطراتش خوش باشم اما نميخام به خاطر دل شكسته ام برم 

جون منم يك زماني كلي خطا كردم اون بازم بيشم موند 

خطاهايي كه اونم بايد ميذاشت ميرفتاما كنارم موند 

منم تا الان موندم به باش ، بخاطرهمين موندن كذشته ش بود وجبران موندنش

خدايا من ديكه دارم ميبرم ، خودت بهم كمك كن . 

ته خطم ...!

ته ته ته رابطه و دوست داشتن و عشقمون!ته عمر و زندكيم ! ته شادي هام !

همش ته كشيد ! حالا من موندم به باي عشقي كه ديكه نميخاد به بام بمونه.

خدايا ميدوني ته دلم جقد دوستش دارم .  و اينم داري ميبيني خودش جطوري داره منو رد ميكنه.

بازم به باش مي مونم، جون عاشقشم، اميدوارم سرعقل بياد!



سه شنبه 26 فروردین1393 |

 
 
خدا جون قلب من يك دنيا درد داره. خدا من دارم اين وقت شب كريه ميكنم.

خدا اون بازم تا ساعت 1 شب انلاين واتساب بود. خدا من دارم اتيش ميكيرم.

خدا من بدون اون ميميرم. خدا من جزتو هيجكي ندارم ها. 

خدا ببين جطور عشق شش ساله ام تنهام كذاشته. خدايا تو منو ول نكني ها.

خدا من جزتو هيجكي ندارم. يك دخترتنهام كه عشقم منو تو شهرغريب ول كرده. 

خدا مكه من جه كناهي داشتم. خدايا قلب كوجيك من تحمل اين همه غم رو نداره ها.

خدايا تو دستامو ول نكن . خدايا من دارم با همه وجودم اتيش ميكيرم.

خدايا من كه جيزي واسش كم نذاشتم. خدا منكه همه تلاشمو كردم برش كردونم.

خدا من كه به ياري تو، قبل از عيدم با همه مشكلاتم رفتم ديدنش.

خدا ديكه تحمل اين درد رو ندارم. 

خدا توكه ميدوني،توكه از دل لن خبر داشتي هميشه، من جقد دوستش داشتم و دارم.

خدا تو كه خودت شاهدم بودي. 

خدا اين سهم من نبايد از اون باشه. جقد دلم شكسته س. خدا ... خدا ... خدا ...



چهارشنبه 20 فروردین1393 |